خاله شادونه و تربیت نسلی سکولار

کادرسازی و توجه به تربیت نیروی انسانی آگاه به ارزشها، اهداف و انگاره های هر پدیده ای ازجمله انقلاب ازجمله ضروری ترین ابزارهای بقا، استمرار و رشد آن پدیده است. انقلاب اسلامی ایران به عنوان پدیده ای بی بدیل در دورانهای گوناگون تاریخی به یقین مستثنی از این قاعده نیست.  کادر سازی ابزاریست که به طور ویژه در دوران صدراسلام مورد عنایت شخص رسول الله بوده است. پیامبر اکرم(ص) در مدت سیزده سال زندگی در شهر مکه هسته اصلی اسلام ر ا تربیت نمود. آن عده ای که شاید هنگام مهاجرت به مدینه حدود هزار نفر بودند، عده ای بودند که با روح اسلام آشنا و تربیتشان هم تربیت اسلامی بود.  در واقع باید گفت یکی از اساسی ترین عوامل  موفقیت دین مبین اسلام  نیز همین موضوع بوده  است.باعنایت به همین موضوع و به تبعیت از الگوی رسول الله در صدر اسلام جمهوری اسلامی ایران  نیز به عنوان حکومتی ایدئولوژیک که داعیه ترویج ارزشهای متعالی را دارد  از سیاست دولت حداکثر بهره برده و در قالب همین سیستم سیاستگذاری نموده است.رسانه ملی به عنوان اصلی ترین و در عین حال تاثیرگذارترین متولی در امر القای فرهنگ اسلامی-ایرانی چندیست که اقدام به تاسیس شبکه ای انحصاری برای تربیت نسل آینده که قرار است کادر آینده نظام اسلامی را تشکیل دهند نموده است. رصد گذرای برنامه های شبکه کودک در طول این دوران به خوبی گویای آنست که برنامه های ساخته شده چندان ارتباطی با آرمان و اهداف انقلاب اسلامی نداشته و در بسیاری مواقع حتی جهتی مغایر با اهداف انقلاب اسلامی را می پیمایند. تولیدات این شبکه  از  ویژگیهای گوناگونی برخوردارند  که در این میان تبعیت از مکتب "اپیکوریسم" به عنوان مروج مکتبی که از هزاره های پیشین لذت طلبی افراطی را در دستور کار خود قرار داده است بیش از دیگر ویژگی ها خودنمایی می کند.نکته ای که در  باید بدان اشاره نمود آنست که رسانه ملی به عنوان اصلی ترین کارگزار در نهادینه نمودن فرهنگ متعالی اسلامی در میان نسل آینده کشور توجه و دقت چندانی را در تربیت نسلی که قرار است بار آرمانهای انقلاب را بر دوش بکشد مبذول نداشته است. نگاهی گذرا به برنامه های شبکه کودک به عنوان شبکه اختصاصی نسل آینده کشور به خوبی گویای آنست که اساسا برنامه سازان رسالتی جز خوش گذشتن ایام کودکی کودکان و نوجوانان آنهم بوسیله ابزارهای گوناگونی نظیر رقص، آواز و . . .  را برای خود قایل نبوده و به هیچ عنوان به آینده نسلی که در پای تلویزیون  شخصیت اجتماعی و به تبع نقش اجتماعی اش در جامعه جهت می گیرد توجه نکرده اند. نتیجه توجه به لذت طلبی و خوش گذراندن ایام همانگونه که از برخی محورهای کلام اپیکور نیز قابل رویت است و تجریه غرب به خوبی نشان می دهد تقابل با دین، شریعت و خروج اسلام از سپهر سیاست خواهد بود و  خروجی برنامه های امروزین شبکه کودک به یقین نسلی خواهد بود که به سکولاریسم بیش از جورج هولیوک اعتقاد خواهند داشت.



هر که اول بنگرد پایان کار اندر آخر او نگردد شرمسار(مولانا)

/ 0 نظر / 11 بازدید