احرار
آیت الله جوادی:به چاه مکتب ایرانی نیفتیم

ایشان، اولین دشمن انسان را خودخواهی دانسته و با ذکر مثالی در این مورد افزودندد: سالانه حدود هشت میلیون پرونده در مراجع قضایی تشکیل می شود که هفت میلیون آن مربوط به خودخواهی و غرور و رعایت نکردن آداب و حقوق است.

*اولین دشمن ما، درون ماست

استاد برجسته حوزه علمیه، محراب مسجد را مکانی برای جنگ با دشمن درون و بیرون دانستند و افزودند: اولین دشمن ما، درون ماست و اگر از شرّ خودمان نجات یافتیم، از دشمن بیرونی در امان هستیم.

حضرت آیت الله جوادی آملی تاکید کردند: وقتی خودمان را ساختیم، اگر بیگانه خواست به مرز و بوم ما حمله کند، دفع آنها آسان است و هیچ راهی برای نفوذ بیگانه وجود نخواهد داشت.

ایشان خاطرنشان کردند: جامعه باید به سمتی حرکت کند که وقتی انسان وارد مرکزی می‌شود که محراب دارد، هم با دشمن درون خود بجنگد و هم با دشمن بیرون.

استاد برجسته حوزه علمیه با طرح این سئوال که چرا محراب که چشم مسجد است به طرف کعبه بنا می‌شود، اظهار داشتند: خدای سبحان کعبه را بیت عتیق معرفی کرد و فرمود «وَلْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیق». معنای عتیق هم «آزاد» است؛ یعنی مسجد مکان آزادی است.

معظم له درهمین زمینه تصریح کردند: وقف در اسلام دو قسم است؛ یک قسم آن این است که اصل ملکیت محفوظ است، و اگر ضرورتی رخ داد می توان این ملک را فروخت و جای دیگر خرید. اما مسجد از قسم دوم وقف است که تحریر رقبه است و کسی که زمین را برای مسجد وقف می کند، این زمین را آزاد کرده است. برای اینکه چشم این مسجد به کعبه است و کعبه هم آزاد است.

حضرت آیت الله جوادی آملی تاکید کردند: کسی که در عمره یا حج دور این بیت عتیق می چرخد، درس آزادی یاد می گیرد وگرنه به مکه نرفته است.

* مسجد ملک کسی نیست

ایشان ادامه دادند: محور اصلی مسجد آن است که چشمش به سمت بیت عتیق است و خود مسجد هم ملک کسی نیست و آزاد است؛ کسی که آزاد باشد، مسجدی است و کسی که مسجد می سازد، در حقیقت بیت آزادی می سازد.

مفسر بزرگ قرآن کریم با ذکر جریان تاریخی از دوران حکومت مغول بر ایران، بر ناکارآمدی مکتب ایرانی تاکید کردند و افزودند: ما در ایران دوران فراز و فرودی را پشت سر گذاشتیم و هیچ دوره ای بدتر از دوره مغول نبوده است. در همان دوران مرد بزرگی همچون خواجه نصیر در ایران بود. او توانست در مراغه رصدخانه بسازد و دانشمندان علوم عقلی را شناسایی کند که در کنارایشان گروه دوم شکل گرفت و جناب خواجه آنها را در رصدخانه مراغه مستقر کردند. گروه سومی هم وجود داشتند؛ بردگانی بودند که برای مختصر مطامع دنیا، خودشان را به حکومت آدم‌کش مغول نزدیک کردند.

*اسلام به ایران شرف و عظمت داد

ایشان تصریح کردند: این همان دوران مکتب ایرانی بود که چیزی برای مردم نداشت، اما این اسلام بود که شرف و عظمت و جلال و شکوه به ایران داده است.

حضرت آیت الله جوادی آملی تاکید کردند: برای این که اگر لااقل نظیر خواجه طوسی نشدیم، نظیر گروه دوم شویم و به چاه گروه سوم نیفتیم، به یک پایگاهی نیاز داریم. مسجد همان پایگاه است و باید این گوهر اصیل را حفظ کنیم و آن را به راحتی از دست ندهیم.

ایشان با ذکر توصیه هایی به دست اندرکاران امور مساجد برای حفظ جایگاه واقعی مسجد، تاکید کردند: نباید مسجد را به سمتی هدایت کرد که آسیب ببیند. کار مسجد این است که مردم را به شرکت در انتخابات تشویق کند، اما این که به چه کسی رأی بدهیم، کار مسجد نیست.

استاد برجسته حوزه افزودند: برای این که خصوصیت مسجد باقی بماند، باید حرف هایی که در مسجد بیان می شود، در رابطه با حفظ نظام و مملکت واسلام باشد، ولی اگر در مسجد گفته شود که به فلان شخص رأی دهید، جایگاه واقعی مسجد دچار آسیب می شود. آن وقت مسجدی که برای حل اختلاف نقش موثری دارد، زمینه ای برای بروز اختلاف می شود.

حضرت آیت الله جوادی آملی اظهار داشتند: مسجد برای تامین اخلاق و عقاید مردم است و نباید کاری کرد که این عقیده و اخلاق را اگر ارتقاء نمی دهد، تنزل دهد.

معظم له تاکید کردند: کعبه با این که چهاردیواری ساده است، ولی با بهترین نیت ساخته شده و دو پیغمبر کارگری آن را به عهده گرفتند و تک تک سنگ ها و گِل ها را با این جمله قرآنی «وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا» روی هم گذاشتند، لذا مساجدی که چشمشان به طرف کعبه است باید با زمزمه «رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا» ایجاد شود تا ثمربخش باشد.

*مسجد به انسان درس آزادگی و شرف می دهد

براساس گزارش بنیاد علوم وحیانی اسراء، ایشان با یادآوری این نکته مهم که انسان باید جایی نماز بخواند که او را از زر و زیور باز بدارد، افزودند: مسجد جایی است که به انسان درس آزادگی و شرف و کرم و تقوا عطا می کند و وسیله حرب با دشمن درون و بیرون است

ارسال لینک به 702
+ نوشته شـــده در چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٠ساعــت۸:٢۳ ‎ق.ظ تــوسط | > نظرات ()
در آمریکا گاهی فیلم‌هایی بر علیه خودشان ساخته می‌شود، اما در ایران که مدعی آزادی

: سوال:
 
چرا در آمریکا گاهی فیلم‌هایی بر علیه خودشان ساخته می‌شود، اما در ایران که مدعی آزادی است چنین امکانی وجود ندارد؟
 

.: پاسخ:
هر دو وجهه‌ی سؤال خلاف واقعیت است. نه در آمریکا این آزادی وجود دارد که بر علیه خودشان فیلمی بسازند و نه در ایران بر علیه اسلام یا انقلاب فیلم ساخته نمی‌شود. بلکه شناخت و نگاه ما (عموم) به فیلم بسیار سطحی بوده و نقادانه نیست. و اتفاقاً سیاست‌گذاران تولید فیلم و سریال نیز از همین نگاه سطحی نهایت بهره را می‌برند، چرا که بیننده چه نقاد باشد یا نباشد، پیام‌های مستقیم و غیر مستقیم فیلم به او القاء شده و تأثیر می‌گذارد. و دلیل روشن آن که ما گمان می‌کنیم که در آمریکا بر علیه خودشان فیلم می‌سازند، ولی در ایران خیر.
الف - اگر با یک دیدگاه عمیق‌تر به اهداف و پیام‌های یک فیلم آمریکایی دقت شود، به وضوح مشخص می‌گردد که هیچ پیام آن بر علیه سیاست‌های آمریکا نیست. مگر چند انتقاد که به چند موضوع داشته باشند که آن هم کاری بر علیه نیست. به عنوان مثال: در فیلم بسیار زیبای «پدرخوانده» نشان می‌دهد که کلیسا و مافیا با هم همکاری دارند. پاپ هم این فیلم را تحریم می‌کند. اما واقعیت این است که این فیلم زیبا و پیام‌هایش، اگر واقعیت هم داشته باشند، باز به نفع صهیونیست‌ها در تخریب کلیسا و مسیحیت است. چرا که صهیونیسم خود عین مافیاست.
یا نشان می‌دهد که رئیس پلیسی با باندهای کلان مفسدین هم کاری دارد. در مقابل نشان می‌دهد که یک گروهبان ساده با او در می‌افتد و موفق هم می‌شود. یا نشان می‌دهد که پلیس یا مأمور سیا، شکنجه می‌کند، اما در مقابل نشان می‌دهد که در این شکنجه محق هم بوده است و تنفری که به بیننده از متهم القاء می‌کند، سبب توجیه و پذیرش شکنجه می‌گردد. مضاف بر این که صدور مجوز شکنجه از ناحیه‌ی رئیس جمهور آمریکا را توجیه می‌کند. گاه نشان می‌دهند که فرماندار یا حتی شخص رئیس جمهور خلافی انجام می‌دهد، که این امر نیز در راستای عادی سازی انجام می‌گیرد و در نهایت نیز کسی به خاطر این فیلم با آمریکا و سیاست‌هایش مخالف نمی‌شود. گاهی قدرت شیطانی، زورگویی، جنگ و جنایت را نشان می‌دهند. این هم به نفع آنهاست. چرا که ایجاد خوف در مخالفین نیز یک حربه‌ی بسیار مؤثر است. در واقعیت نیز رئیس جمهور آمریکا می‌گوید: هر کس با ما نیست، تروریست است و ما به خود اجازه می‌دهیم که دشمن خود را از هر ملیتی و در هر سرزمینی بکشیم، بربائیم، به گوانتامالا بفرستیم. ما ابوغریب داریم، شکنجه و تجاوز داریم ... همین است که هست، پس مواظب خودتان باشید.
ب – اما در جمهوری اسلامی ایران، به صورت واقع فیلم و سریال «بر علیه» ساخته می‌شود و به جرأت می‌توان اذعان نمود که اکثریت فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی، بر علیه اسلام و انقلاب است. دلیل بر مدعا آن که شما کمتر فیلم یا سریالی را مشاهده می‌کنید که در آن ارزش‌های اسلامی به سخره گرفته نشده باشد، فمینیسم به تمام معنا ترویج نشده باشد، فرازهای تاریخی ملت چون جنگ زیر سؤال نرفته باشد، نیروهای ارزشی چون انقلابی‌ها، بسیجی‌ها، پلیس، اطلاعاتی و ...، به صورت انسان‌های احمق، لوده، بی‌سواد، بی‌منطق و ... معرفی نشده باشند.
معمولاً در فیلم‌های ما زنان چادری، بی‌سواد، بد دهن، سخن‌چین، حسود، بی عرضه، بدبین، میانه به هم زن و ... هستند و در مقابل زنانی که با سمبل‌ها یا المان‌های غربی نشان داده می‌شوند، همیشه مظلوم، با شعور، فهمیده، دلسوز و ... هستند.
در اکثر قریب به اتفاق فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی، پدران و شوهران، انسان‌هایی احمق هستند که هیچ خاصیتی به جز وارد نمودن ضرر و زیان به خانواده ندارند.
نه تنها در اغلب فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی، بلکه حتی در آگهی‌های تجارتی و تبلیغاتی شاهدیم که پدرها هیچ نمی‌دانند و این کودکان هستند که به آنها طریق افتتاح حساب بانکی، استفاده از کارت هوشمند، بیمه، تفکر و تدبیر برای آینده فرزند ... و حتی نحوه‌ی استفاده از انرژی‌هایی چون آب، برق و گاز را به آنها یاد می‌دهند!
شک نفرمایید که اینها همه هدفمند انجام می‌پذیرد. البته ما نیز اذعان داریم که این روند در فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی به هیچ وجه به خاطر «آزادی» نیست، بلکه از بی‌بصیرتی، بی‌دقتی، بی‌اطلاعی، بی‌سیاستی و نیز بی‌عرضگی مسئولین ذیربط می‌باشد. اما در عین حال نمی‌توان گفت که در آمریکا فیلم بر علیه ساخته می‌شود و در ایران نمی‌شود. بلکه درست برعکس است.

ارسال لینک به 702
+ نوشته شـــده در سه‌شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٠ساعــت٧:۱٥ ‎ق.ظ تــوسط | > نظرات ()
"هفت به کجا میرود"

سینمایی که به شدت عقده ای است. می بینی که تهمینه میلانی در هفت چنین می گوید که "مگر می‌شود کسی در ایران بزرگ شود و عقده نداشته باشد، تمام ایرانی‌ها عقده‌ای‌اند". اهمینه میلانی یک شخص نیست او نمونه ای از خربار سینماست. او به زبان بازبانی اش می گوید که من عقده ای ام. سینمای ما سینمای بیماری روانی اهالی آن است. سینمای ما سینمای عقده ای است. تهمینه میلانی نیز فمنیستی روانی است. دست دادن رن و مردنامحرم، ارتباط نامشروع، خیانت، دوست دختر پسری، سکس پنهان، شک و درغ و عدم اطمینان تمام محتوای فیلم های او و هم کیشان اوست و نشان دهنده شخصیت و مسائل خانوادگی آن هاست. این مسئله مرفهین است. عیاشی مرد و فاحشگی زن.فیلم های آن ها پز از کثافت و سیاه نمایی و نشان دهنده مشکلات روحی سازندگان آن هاست. از نظر افرادی فمنیستی مانند تهمینه میلانی  پسران جوان ما دختر باز و خائن هستند. مردم همه کثیف هستند. مذهبی ها همه ریا کار، مردان عیاش و زن ها مخالف حجاب و اسلام هستند و در جامعه حقوق آن ها از بین رفته است. اما این مسئله جامعه ما نیست  و این مشکلات مخصوص اطرافیان خود تهمینه میلانی است. فیلم های آن ها بیننده ی بسیار اندکی دارند زیرا مردم جامعه دچار مازوخیسم نیستند. مردم به دنبال فیلمی هستدن که اولا به شعور آن ها توهین نکند و ثانیا به مسائل خود آن ها بپردازد نه طبقه ای خاص که سینماگران نیز در آن طبقه قرار می گیرند. سینمایی که در دست طبقه خاصی قرار گیرد سینمایی ضعیف و کم بیننده می شود. و هر از چند گاهی می شنوی که فلان فیلم فیلم خوبیست. هوچی گران سینمایی هر چند وقت یک بار فیلمی را علم می کنند و و آن را بزرگ می کنند و بازهم چیزی به دست نمی آورند. صدای آن ها بلند است، آن ها مدام بیانیه های سیاست بازانه می دهند.

ارسال لینک به 702
+ نوشته شـــده در دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠ساعــت٧:۱٧ ‎ق.ظ تــوسط | > نظرات ()